وای فای، رمزی برای بازگشت به مطالعه



روزگار فضای مطالعه در گیلان خوش نیست و سال ها و سال ها مدیران می آیند و می روند و می نالند و غبار بی توجهی به تکمیل احداث کتابخانه مرکزی رشت پس از گذر نزدیک به دو دهه، همچنان سنگین تر می شود و غبار مه آلود قلیان سراها بیشتر و بیشتر …
شاید پس از گذر از یک روز کاری سخت، آن زمان که تنها برای تغییر حواشی زندگی، شب راهی خیابان می شوی تا هوایی تازه کنی و در محلی آرام ذهن تازه کنی، بر حسب اتفاق، نام و دکوری فرهنگی و پرطمطراق تو را جذب می کند اما امان از ورود در آن مکان که چشم چشم را به سبب دود دو سیب، هلو و پرتقال … نمی بیند.
نه راه پس داری و نه راه پیش، آنچنان خوش استقبالند که روی بازگشت نمی ماند؛ موسیقی لایت است و همان ابتدا کاغذی را اشاره می کنند که به رمز وای فای پرو پیمان است و ظاهر جوانان نشان از دانش اندوختگی دارد.
پیمان، آتنا، جمال و مریم گرد میزی نشسته اند و شلنگ قلیان ها عوض می شود، خنده دار است دم از هویت خبرنگاری بزنی اما بعد از کمی هم صحبتی، متوجه می شوی که وای فای رایگان و مانیتورهای نسل جدید برای دسترسی به فضای مجازی، دلیل حضور است.
حین هم صحبتی هر چند بی راه، اما مطرح می کنم که اگر کتابخانه ها هم مجهز بود شاید این فضا در آن جا شکل می گرفت که آرمین از میز کناری می گوید: کتابخانه های گیلان برای درس خواندن و مطالعه هم جا ندارد چه برسد به نشست های دوستانه و بحث های علمی و فرهنگی …
می گوید: دانشجوی شیمی دانشگاه امیرکبیر هستم و فراموش نمی کنم انتظارهایی را که برای حضور در کتابخانه های امیرالمومنین و کتابخانه مرکزی رشت تحمل کرده ام.
کتابخانه ملی رشت بر فراز طاق های شمسه نگار و با قدمتی حدود یک قرن، اگرچه به قدمت کتابخانه چتهام – قدیمی ترین کتابخانه جهان در قرن 17 – ادمونت ، سنت گال و … نیست اما پیر کتابخانه های کشور محسوب می شود و جای پای استادانی همچون محمدتقی بهار ، دهخدا ، پورداوود، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد معین، سعید نفیسی و … را بر پلکان های کهن و استوار خویش قدر دانسته است.
کتابخانه ملی رشت نخستین کتابخانه ملی کشور، ناملایمی قزاق ها و متفقین را تاب آورد؛ توهین، نگاه ناموافق و اقدام ناهماهنگ خودی را هم چشید اما نشان داده که به اهتمام قله های شامخ فرهنگ تمام نخواهد شد.
فکر تاسیس کتابخانه ملی رشت توسط محمدعلی تربیت رئیس اداره فرهنگ گیلان در سال 1306 بروز یافت و در زمین اهدایی شهرداری رشت افتتاح شد و نوع معماری آن تقلیدی از معماری شرق اروپا است؛ این ها را مردی می گفت که پس از پدر ، در مدیریت این کتابخانه موی سپید کرده و واژه واژه کلامش از سر اندیشه بود و اینک، بر خلاف آنچه از پیش می اندیشیدیم، پیوسته مهربان، میزبان ایرنا شده بود.
شرفی ماسوله اگرچه کتابخانه ملی رشت را پیر توهین دیده می داند، اما حمایت فرهنگ دوستان را ارج می نهد و می گوید: قدردان کتاب، راه خویش را می یابد و البته کارمند بازنشسته ای را پاس می داریم که در حمایت از این کتابخانه، هر ماه دو میلیون ریال از حقوق خویش را برای حمایت از این هویت فرهنگی می بخشد و همچنین فردی که با وجود سال ها خروج از ایران، همچنان از این کتابخانه حمایت می کند.
وی ادامه می دهد: این مکان متعلق به فرهنگ و هویت همه مردم استان است و مسئولان نباید بگذارند به سختی، زمان طی کند تا نتواند خدماتی در خور پاس داران کتاب ارائه نماید.
وی متعصبانه می گوید: ما امانت داری می کنیم، حدود 90 سال کتاب ها را از مراسم عیش و نوش قوای شوروی و قزاق ها به سلامت به انقلاب اسلامی رساندیم و به برکت این انقلاب، بر شمار آنها افزودیم و اینک این مکان ارزشمند، نیازمند حمایت است.
شرفی ماسوله بسیار آرام و شمرده می افزاید: کتابخانه ملی رشت، گاه با علاقه مندی و توجه روبه روست و گاه نگاه ناموافق اما به پاس تلاش نیک اندیشان، ارج گذار کتاب و فرهنگ می بایست این مکان را پاس داشت.
وی تاکید می کند: کتابخانه ملی رشت از نظر حقوقی به هیچ کجا وابستگی ندارد و کاملا مستقل است؛ این کتابخانه بصورت هیأت مدیره که هر پنج سال یکبار از طریق انتخابات برگزیده می شوند، اداره می شود.
وی ادامه می دهد: رسالت ما این است آن طور که به ما تحویل داده شده، آن را به آیندگان بسپاریم؛ کاش چنین شود … عشق هرگز تلف کردن چیزی نیست و کارکنان اینجا تنها به عشق کتاب و فرهنگ عمر نهاده اند.
شرفی ماسوله کتاب هایی را نشانمان می دهد که صدها سال زیسته اند و افکاری کهن و عظیم را از آن سوی تاریخ به ارمغان می بخشند و دست خط استادان ملک الشعرای بهار ، دکتر معین ، اقبال آشتیانی و … را با احتیاط و آرام می گشاید و می گوید: کاش بتوان این آثار را به حمایت، از چنگال روزگار بی عاطفه حفظ کرد و به آیندگان سپرد تا به داشته های خویش، با افتخار ببالند و هویت را در غربت جست و جو نکنند.
مدیرکل کتابخانه های عمومی گیلان نیز در همین زمینه منتقدانه مطرح می کند: چرا می بایست حضور جوانان در قلیان سراها بدلیل وجود امکانات روز، بیش از کتابخانه ها باشد این درحالیست که گیلان به لحاظ سرانه مطالعه، جزو برترین ها و به لحاظ فضای مطالعه، دارنده رتبه های واپسین کشور است!
هادی نوری ادامه می دهد: دانایی ناشی از کتاب، سرمایه ای فرهنگی است و این سرمایه است که سرمایه اقتصادی تولید می کند.
وی تاکید می کند: سرنوشت کتابخانه مرکزی رشت که بزرگترین کتابخانه شمال کشور است، شایسته جامعه متمدن و پیشرو گیلان که نخستین های فرهنگی در آن شکل گرفته است، نیست.
ساخت کتابخانه مرکزی رشت در سال 1380 آغاز شده ولی هنوز روند احداث آن اندر خم یک کوچه است.
مدیرکل کتابخانه های گیلان در ادامه سخنانش، با بیان اینکه ارتقاء آگاهی عمومی اولویت اداره کل کتابخانه هاست، گفت: الزام است که 10 درصد کتابخانه های عمومی استان به وای فای مجهز شوند، این کافی نیست و می بایست امکانات بگونه ای فراهم شود که کتابخانه ها به پاتوق فرهنگی تبدیل شود.
نوری تاکید کرد: هزینه در بحث فرهنگ، سرمایه گذاری است و بدون حمایت مسئولان ارشد استان این اداره کل به تنهایی نمی تواند در راستای فرهنگ سازی کتاب و کتابخوانی گام بردارد.
باید پذیرفت که تجربه زندگی و گفته کارشناسان گواه آن است که گریزی از همراه شدن با فناوری نیست و امکانات دنیای امروز را باید به نحوی به کار گیریم که مسیری برای بازگشت جوانان از قلیان خانه ها به کتابخانه ها باشد.
گزارشگر: مرضیه ضامن ** انشاردهنده: کبیری
1881/2007



انتهای پیام /*










شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید